الشيخ لطف الله الصافي الگلپايگاني
143
الهيات در نهج البلاغه (فارسى)
خداشناسى استفاده مىشود : فسخ عزيمتها ، باز شدن گرهها ، و شكسته شدن همّتها . و اينك به شرح هر يك مىپردازيم . 1 . فسخ عزيمتها : بسيار اتّفاق مىافتد كه انسان تصميم به انجام كارى مىگيرد و عزم مىكند كه آن را انجام دهد و به نظر خودش ، تمام مقدّمات آن كار را فراهم مىسازد و به نظر مىرسد كه از جانب او و از جهت نيّتى كه دارد ، هيچ انصرافى حاصل نشده است و مىخواهد به هر قيمتى كه شده ، آن كار را به پايان رسانَد و تصميم خود را عملى سازد و از جهت مقدّماتى كه بايد فراهم كند نيز به نظر خودش كوتاهى نكرده است . امّا ناگهان مانع يا موانعى كه معلوم است جريان غيبى است و نمىتوان آن را به علل مادّى مستند كرد ، موجب مىشود كه نقشهء او خنثى شود و با اينكه ارادهاش محكم بود و مقدّمات كار از هر جهت فراهم شده و از نايل شدن به مقصود ، مطمئن بود ، جلوى نيل به مقصود گرفته مىشود و از آن عمل ممنوع مىگردد . در تاريخ ، حوادثى كه گواه اين مطلب است و يكى از آموزندهترين فصلهاى تاريخ به حساب مىآيد بسيار است ، و گاه نيز توسّلات و صدقات و دعاها موجب شده است كه نقشههاى صددرصد مورد اطمينان دشمن ( نظير جريان بسيار عجيب طبس ) شكست بخورد و عزيمتهايشان منفسخ شود . 2 . باز شدن گرهها ( حلّ العقود ) بعضى فرمودهاند كه مراد از « عقود » نيّتهاست و « حل » فسخ آنهاست ، و